IMG 76861 237x300 گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني

افشار دارای درجه پروفسوری نوازندگی گیتار از دانشگاه ممفیس ایالت تنسی آمریکاست. وی در سال ۲۰۰۰ جایزه بهترین گیتاریست زن را از آن خود کرد.

گفت وگوی ما با وی در دفتر انتشارات ماهور انجام شده و در میانه های گفت وگو، محمد موسوی- مدیر انتشارات ماهور- نیز برخی پرسش ها را طرح کرده است.

* شما چند سال از ایران دور بودید؟ – من در سال ۱۳۵۶ از ایران رفتم و هفت سال پیش که برای نخستین بار در تهران کنسرت داشتم، به ایران آمدم.

* آیا دلیل خاصی داشت که در این مدت طولانی به ایران نمی آمدید؟ – مشغول تکمیل تحصیلاتم بودم. علاوه بر کنسرت ها، در بسیاری از مسابقات گیتار شرکت می کردم و در واقع می خواستم به بالاترین درجه این رشته هنری برسم.

* مجموعه فعالیت های شما- چه در زمینه تحصیل و چه اجرای برنامه- آیا ارتباطی هم با موسیقی سنتی داشت؟– تمام تحصیلاتم در حوزه موسیقی کلاسیک غربی بود.

* یعنی هیچ ذهنیتی از موسیقی ایرانی نداشتید؟ – فقط همان چیزهایی که در زمان بچگی شنیده بودم، در ذهنم بود. البته در آمریکا هم موسیقی ایرانی به گوشم می خورد، چون ایرانی ها در آنجا زیادند ولی بعد خودم خواستم که به دنبالش بروم.

* از چه زمانی؟ – همین یکی دو سال اخیر شروع کردم. یک سه تار خریدم و به صورت خودآموز ادامه دادم. البته هنوز مبتدی هستم.

* چرا زودتر از این تاریخ، به فکر یادگیری موسیقی ایرانی نیفتادید؟ – چون می خواستم گیتارنوازی ام را به یک سطح جهانی برسانم و بعد به کار دیگری روی آورم. اگر بخواهیم در کاری پیشرفت کنیم، باید روی آن کار تمرکز کنیم؛ بنابراین نمی خواستم حین پیشرفت گیتارنوازی ام به موسیقی و ساز دیگری فکر کنم.

البته همیشه در ذهنم بود که روزی به موسیقی زادگاهم بپردازم که خوشبختانه در سال های اخیر فرصت آن پیش آمد و اگر دیر وارد این حوزه شدم، به خاطر مشغله فراوان بود.

* چه اتفاقی باعث شد به این موضوع فکر بکنید؟ – این اواخر، هنگام اجرای کنسرت هایم، خیلی علاقه مند بودم در لابه لای قطعات موسیقی کلاسیک، قطعه ای موسیقی ایرانی هم اجرا کنم، ولی متأسفانه هیچ قطعه ایرانی برای گیتار وجود نداشت.

کم کم به نظرم رسید یکی از آهنگ های محلی ایران را برای گیتار تنظیم کنم و این کار را کردم اما این هم کافی نبود. دوست داشتم موسیقی سنتی را تقریباً با همان حس خودش اجرا کنم.

* رویکرد شما به موسیقی سنتی ایران آیا صرفاً برخاسته از یک حس درونی بود یا اینکه در قبال فرهنگ زادگاه خود احساس وظیفه می کردید؟
هر دو، ولی بیشتر حس درونی بود. چیزی را که من می نوازم، در درجه اول به معنی آن است که آن را خیلی دوست دارم، بنابراین وقتی موسیقی سنتی ایران را دوست دارم، طبیعتاً مایلم آن را روی صحنه اجرا کنم.

از سوی دیگر من در کنسرت هایم تقریباً از همه فرهنگ های جهانی اثری را اجرا می کردم جز ایران و این برایم یک سؤال بود که چرا ایران نباشد. خوشبختانه آقای رضا والی که مقیم آمریکا هستند، قطعه ای را در دستگاه نوا برای من نوشتند و الان من می توانم حداقل یک آهنگ ایرانی را با گیتار اجرا کنم.

البته چون گیتار ربع پرده ندارد، من دو پرده اضافی به سازم اضافه کردم تا بتوانم آن حس و حال واقعی دستگاه نوا را به شنونده انتقال دهم.

* ولی همین قطعه نوا را که شما با گیتار می نوازید برای گوش های ما چندان حس و حال اصیل دستگاه نوا را ندارد. به نظرتان علت چیست؟ آیا به خاطر ساز گیتار است یا پرداخت آهنگ توسط آهنگساز، یا اینکه به نوازندگی مربوط می شود؟
– آن قطعه، صددرصد ایرانی نیست؛ یک مقداری مشخصات موسیقی غربی هم در آن وجود دارد. شاید به این خاطر است که برای شما چندان ایرانی جلوه نمی کند.

از طرفی ما در اول راه هستیم. من دوست دارم آهنگسازان ایرانی قطعه های بیشتری برای ساز گیتار بنویسند و خصوصیات موسیقی سنتی را در آن لحاظ کنند. شاید در آینده به آن چیزی که شما انتظار دارید، برسیم.

* آیا تجربه همنوازی گیتار با ارکستر سازهای ایرانی را داشته اید؟

خیر! پیش از این کار، لازم است قطعه ای مناسب گیتار و سازهای ایرانی نوشته شود؛ ضمن اینکه ربع پرده های لازم نیز باید روی دسته گیتار اضافه گردد.

* همین تعداد که الان به سازتان اضافه کرده اید، کافی نیست؟
– نه! من الان فقط می توانم دستگاه نوا را اجرا کنم. برای سایر آهنگ های ایرانی ربع پرده های بیشتری لازم است.

* برای شروع، چرا دستگاه نوا را انتخاب کردید؟

انتخاب من نبود؛ آقای رضا والی قطعه را در دستگاه نوا نوشتند.


* پس این صحبت شما با آن صحبت پیش که گفتید به صورت حسی و درونی به موسیقی ایرانی متمایل شدید، در تناقض است؟

گفتم که تازه اول کار است. تا به حال فقط یک آهنگساز قطعه ای با ویژگی های موسیقی سنتی برای گیتار نوشته است. من یک نوازنده ام و برای کار نوازندگی به قطعه نوشته شده احتیاج دارم. اگر آهنگسازان ایرانی قطعاتی برای گیتار با حفظ ویژگی های موسیقی سنتی بنویسند، آنگاه دست من برای انتخاب و اجرا باز خواهد بود.

* شما غیر از آقای والی کسی را نمی شناسید تا برای گیتار قطعه ایرانی بنویسد؟
– من سال گذشته در روزنامه ها اعلام کردم که علاقه مند به همکاری با آهنگسازان ایرانی هستم ولی تا به حال کسی پاسخ نداده است.

* آیا شما می دانید آقای حسین علیزاده علاوه بر تبحر در موسیقی ایرانی به ساز گیتار نیز آشنایی دارند و حتی قطعه ای برای آن نوشته اند؟
– نه! من چون مدت زیادی ایران نبودم، نمی دانم چه کسی چه کار می کند. البته برخی کارهای ایشان مثل «ترکمن» را شنیده ام که حال و هوایی جدید دارد، ولی تاکنون نمی دانستم که با ساز گیتار هم آشنا هستند.
برای من خیلی جالب خواهد بود قطعه ای از ساخته های ایشان را با گیتار بنوازم.

* چه تفاوتی بین شنونده ایرانی و شنوندگان سایر نقاط جهان دیده اید؟
– شنونده های ایرانی خیلی ساکت اند و من می فهمم که آنها به دقت کار را گوش می دهند. سکوت سالن های ایرانی را در هیچ جا شاهد نبوده ام.

* پس از اجرای قطعاتی از آهنگسازان اروپای شرقی و ترک، میزان تشویق شنونده های ایرانی بیشتر از موقعی است که قطعات دیگر را اجرا می کنید. فکر می کنید علت آن چیست؟

– موسیقی هایی که شما اشاره کردید به لحاظ ملودی، به موسیقی ایرانی نزدیک ترند و برای همین شنونده های ایرانی بیشتر خوششان می آید و به اصطلاح به دلشان می چسبد.

* اساتید خارجی که شما با آنها برخورد می کنید آیا ذهنیتی از موسیقی ایرانی دارند؟
– معمولاً ندارند.

* آیا تاکنون تلاش کرده اید چنین ذهنیتی در آنها ایجاد کنید؟
– من تلاش ام را فقط روی صحنه صرف می کنم. وقتی که قطعه ای را می نوازم آنجا ممکن است چنین اتفاقی بیفتد و عده ای به نوع موسیقی اجرایی من علاقه مند شوند.

الان در آمریکا تازه با ساز سه تار آشنا می شوند. بیشتر آنها فکر می کردند این همان سیتار هندی است. من آنجا در تلاش هستم تا این ساز را به همان شکلی که در ایران هست معرفی کنم. چند بار این کار را کردم و قطعه «مرغ سحر» را با سه تار برای شنوندگان گیتارم اجرا کردم.

* بین سه تارنوازان ایرانی کار کدام یک را می پسندید؟
– من کار خیلی ها را نشنیده ام. کار آقای علیزاده را می پسندم. کار آقای طلایی را هم شنیده ام.

* با سازهای محلی ایران مثل دوتار و تنبور آشنا هستید؟
– نه! فقط دو تا را در جشن هنر شیراز از نزدیک دیدم. البته آن موقع بچه بودم اما از شیوه نوازندگی آن اطلاعی ندارم.

* یادگیری گیتار سخت تر است یا سه تار؟
– سؤال سختی است! گیتار برای من خیلی سخت بود. فکر می کنم سه تار هم برای آنکه به سطح بالایی از نوازندگی برسم، خیلی کار دارد. پاسخ درست این سؤال را زمانی می توانم بدهم که سطح نوازندگی سه تارم نیز به بالاترین حد ممکن برسد.

* اگر با تکنیک نوازندگی سازهای محلی مثل دوتار و تنبور آشنا شوید، آیا ممکن است آنها را روی ساز گیتار امتحان کنید؟

– بله! چون من تکنیک اجرایی ساز گیتار را دارم و هر کاری که بخواهم روی این ساز می توانم انجام بدهم، منتها با شیوه نوازندگی سازهای محلی ایران آشنا نیستم و آرزو دارم روزی این آشنایی اتفاق بیفتد.

* شما در گیتارنوازی تان چیزی به نام بداهه نوازی هم دارید؟
– به صورت خیلی محدود، در برخی قطعات چنین امکانی داریم؛ یعنی آهنگساز مربوطه از قبل این فضا را به بداهه نوازی اختصاص داده است.

* از کلاس های تخصصی تان در ایران بگویید.
– طی این مدت کوتاهی که به ایران آمدم، نزدیک به نود نفر از گیتارنوازان ایرانی از شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، همدان، اراک و تبریز پیش من آمدند و درس های تخصصی خود را گرفتند. علاوه بر این با همکاری مؤسسه ماهور قصد دارم یک دستور آموزشی گیتار با رویکرد نوین در ایران منتشر کنم تا هنرآموزان از سردرگمی دستورهای متعدد و نوعاً قدیمی،
خلاص شوند.

منبع: همشهری
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
cloob گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني viwio گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني twitter گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني facebook گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني google buzz گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني google گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني digg گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني yahoo گفت وگو با ليلي افشار:موسيقي ايراني؛ حسي دروني

Related posts:

  1. یک تز از مهرداد پاکباز
  2. موسیقی فلامنکو و آواز ترکی
  3. ارائه دکترای افتخاری کالج موسیقی برکلی به پاکو دلوسیا
  4. اسکار موسیقی فلامنکو
  5. شهاب طلوعی – تانگوی ایرانی
  6. مصاحبه با میگوئل پودا، خواننده موسیقی فلامنکو
  7. پرونده مهاجرت اهالی موسیقی
  8. مصاحبه اختصاصی با دکتر لیلی افشار
  9. تاریخچه گیتار بیس و نقش آن در موسیقی وارکستراسیون