اختصاصی خانه گیتار ایران

 مصاحبه با ویلیام کانن گایزر

–بیایید کمی در مورد فعالیت هایتان در دنیای موسیقی به عنوان نوازنده ی سلو صحبت کنیم. اولین آلبوم سلوی شما با نام روندو آلا تورکا منتشر شد.کمی در باره آن برایمان توضیح دهید.شما روندو آلا تورکای موتزارت و بقیه ی سونات های پیانو او را می نوازید. زمانی که قصد تنظیم قطعه ای را از پیانو برای گیتار کلاسیک دارید نمی توانید همه ی نت های ن را با گیتار اجرا کنید.چگونه تصمیم می گیرد که چه نت هایی را حذف و چه نت هایی را استفاده کنید؟

کانن گایزر: نظریه من درباره چگونگی تنظیم قطعات بسیار سلیس و روان است. دو نکته مهم و اساسی در مورد تنظیم قطعات،انتخاب قطعه و کلید مناسب است. بعد از آن بسیاری از تصمیم ها برای خودشان به راحتی گرفته خواهند شد.اگر شما قطعه ی اشتباهی را انتخاب کنید نمی توانید به نتیجه ی درستی برسید.

در سونات موتزارت قطعا سازش هایی با گیتار را برای تنظیم قطعه می توان پدید آورد.البته باید بسیاری از محدوده ی ملودی ها در قطعه را فشرده کرد. در قطعه قسمت های کمی وجود دارد که نمی توان باس اوستیناتو و حرکت بالارونده ی ملودی را به دلیل محدودیت دست چپ اجرا کرد.

من هم سعی کردم تا به گسترش ایده های موسیقیایی رو بیاورم. اصطلاح تکنیکی آم ترکیب ریتم ها است.این تکنیک باعث می شود که کل سرتاسر قطعه را در هنگام اجرای نت ها پوشش می دهد تا بدین وسیله نقاط خالی را پر کند و گوش شکاف های بین قطعه را متوجه نشود.اگر شما متوجه شوید که در قطعه ای باید از ریتم های ترکیبی زیادی استفاده کنید،باید به این نتیجه برسید که قطعه ی مناسبی را انتخاب نکرده اید.

کانن گایزر: من در مورد سونات موتزارت جدا بسیار خوش شانس بودم زیرا فقط قسمت های کوتاهی از قطعه برای تنظیم گیتار غیرممکن بود. اما به دلایلی نا مشخص او با نوعی طبقه بندی ملودیک و هارمونی این قسمت ها را امکان پذیر کرده بود. که باید اعتراف کنم تمام این قسمت ها به صورت اتفاقی بود.

اما هرگز نباید گفت به آسانی می توان این قطعه را نواخت.این قطعه یکیاز مشکلترین تنظیم های گیتار کلاسیک می باشد.من به شخصه چندین سال آن را به سختی می نواختم به دلیل اینکه اجرای آن بسیار مشکل بود.اگر کسی احساس می کند قطعه ی آسانی است باید آن را بنوازد.

–قطعه ی دیگری که در آلبوم روندو آلا تورکای ظبط کرده بودید و توانسته بودید ارتباط خوبی با آن برقرار کنید،El Decameron Negro از لئو بروار بود.این قطعه مدرنی است که در سال ۱۹۸۰ نوشته شده است.آیا به یاد دارید اولین بار چه زمانی به این قطعه گوش دادید؟

کانن گایزر: بله.به یاد دارم اولین بار چه زمانی آن را شنیدم. مربوط به زمانی می شود که در USC تدریس می کردم، و وازنده ای در آنجا بود که برروی دکترای خود کار می کرد و این قطعه را می نواخت.وقتی برای اولین بار این قطعه را شنیدم به خودم گفتم این قطعه ی متفاوتی است.لحن و بیان مدرن قطعه من را بسیار مجذوب خود کرده بود.

باید اعترف کنم من در ابتدای زمانی که موسیقی آوانت گارد وارد ساز گیتار شده بود،علاقه ی زیادی به این نوع موسیقی نداشتم.این بدین معنا نیست که من شخصی سنتی در موسیقی هستم.اما من با اجرای قطعاتی که بیشتر آکادمیک،آتونال یا دودکافونیک بود،مشکل داشتم.

بگذارید راحت به سادگی برایتان بگویم،این قطعات با من صحبت نمی کنند.پس به این نتیجه رسیدم که برای اجرای درست این قطعات برای مخاطبان خود به مشکل بر خواهم خورد.اما لحن قطعه لئو بروار نقاطی شبیه به موسیقی راک اند رول داشت.

در قسمت هایی از آن ویژگی های موسیقی New age را داشت.موسیقی فولکور بود.در قسمت هایی از هارمونی های جز استفاده می کرد.افکت های اکو در موومان دوم بسیار برنامه ریزی شده و مناسب بود.بنابراین این قطعه من را به سوی خود جذب کرد.در ابتدا نوازندگان متعددی این قطعه را نمی نواختند، اما پس از مدتی در بین نوازندگان طرفداران زیادی پیدا کرد.همین قضیه در مورد کویونبابا صدق می کند.

–بله قطعه ای از کارلو دومنیکی و قطعات دیگری را نیز ظبط کردید،کمی در مورد آن ها توضیح دهید؟

کانن گایزر: به یاد دارم که اولین بار شنیده بودم،دیودید راسل این قطعه را نواخته بود و یکباره من را به طرف خود جذب کرد.شنیده بودم که او در تور خود در آمریکا،با اجرای آن ههمه را مبهوت کرده است.و آن زمان بود که به خودم گفتم،من می خواهم این قطعه را بنوازم.شاید برایتان جالب باشد،پیش بینی من در آن زمان این بود که این قطعه لیاندا (آستوریاس) دهه ی نود خوهد شد.

آلبوم دوم شما طنین های دنیای گذشته نام داشت.در آن آلبوم نوشته شده بود ” تقدیم به تمامی مردم شرق”.اما بسیاری از افراد به دلیل اینکه گیتار سازی اسپانیایی است،نست به این ایده جبهه گیری کردند.ایده ی اجرای قطعات آسیای غربی و اروپای شرقی چگونه به ذهنتان رسید؟

کانن گایزر: باید بگویم قویون بابا نقطه شروع آن بود. من آن قطعات را در اختیار داشتم و به نظرم لحن و زبان جدیدی برای گیتار کلاسیک محسوب می شد.البته سال ها قبل از آن من قطعاتی از بارتوک (آهنگساز معروف مجارستانی) را نواخته بودم.و بعد به خودم گفتم من قطعات مجارستانی و ترکی را در اختیار دارم… و سپس این ایده به ذهنم آمد.

پس از آن من شروع به جستجو برای پیدا کردن قطعات مختلف برای تنظیم و صحبت کردن با آهنگسازهای مختلف کردم.من با Dusan Bogdanovic صحبت کردم.به طور کلی فرآیند ضبط این آلبوم بسیار جذاب بود،من از ابتدای شروع کار می دانستم که همه چیز به درستی پیش خواهد رفت.

زمانی که همه چیز مهیا بود و تنها باید شروع به ضبط قطعات می کردم.من به شخصه از مسیر کار و نتیجه آن راضی بودم.همچنین واکنش بسیار مثبتی را از مخاطبان خود شاهد بودم که از محدوده قابیلت های گیتار کلاسیک شگفت زده و لذت برده بودند.شاید می توانم بگویم یکی از ویژگی های مثبت این آلبوم نشان دادن و روشن کردن ویژگی های جدیدی که گیتار کلاسیک می تواند داشته باشد.این آلبوم نشان داد که با گیتار کلاسیک می توان قطعاتی به جز آستوریاس،باخ و ویلا لوبوس نواخت.من نمی گویم که نواختن این قطعات اشتباه است و خوب به نظر نمی رسد،بلکه بسیار نیز خوب به نظر می رسند،اما گیتارکلاسیک سازی جهانی است.

(باید ذکر کنم کوارتت گیتار لس آنجلس نیز در همین مسیر پیش می رود).شاید به نظرتان پیش و پاافتاده به نظر بیاید،اما می توان بوسیله ی آن موسیقی هر تمدنی،هر فرم و استیلی را نواخت. گیتار کلاسیک قابلیت های فراوانی دارد و نباید آن را محدود کرد.زمانی که ما آن را در محدوده ی کوچکی قرار می دهیم،آن را محدود می کنیم و باعث می شویم تا خسته کننده به نظر بیاید.

–زمانی که در USC تحصیل می کردید،در یکی از آخرین مسترکلاس های آندرس سگویا شرکت کردید و نوازندگی کردید،در آن زمان چه احساسی داشتید؟

کانن گایزر: من برای آندرس سگویا در سال ۱۹۸۱ نوازندگی کردم.البته او دوباره در سال ۱۹۸۶ به USC بازگشت.باید بگویم حسی که در هنگام نوازندگی برای آندرس سگویا به عنوان یک نوازنده سلو داشتم،بسیار تعیین کننده بود.نه به دلیل اینکه من توصیه ها و نکات زیادی را از آو یاد گرفتم،بلکه بیشتر مانند کسی که بنایی از تجربه را می خواهد بسازد،همه ی ما کم ترسیده بودیم و اضظراب زیادی داشتیم.وضعیت دشواری بود…..

–بگذارید این سوال را از شما بکنم،افراد مختلف نظرات مختلفی درمورد سگویا دارند،بعضی از اشخاص اعتقاد دارند که سگویا شاید کارهای ارزشمندی را برای گیتار کلاسیک کرده باشد،اما این کارها نیز می توانست به جای او بوسیله ی افراد دیگری نیز انجام شود،پس درست نمیباشد که ما او را به عنوان تنها شخصی که نقش اساسی در نوازندگی گیتار کلاسیک داشته است قبول کنیم.نظر شما چیست؟

کانن گایزر: به نظرم موضوع جالبی است. گیتار دروه های متفاوتی داشته است.من اعتقاد دارم او به تنهایی کارهای فروانی را در زمینه گیتار کلاسیک انجام داده است که در سرتاسر دنیا می توان به آن اشاره کرد. شاید این کارها می وانست بوسیله ی افراد دیگری در زمان های متفاوتی انجام شود،اما نه به به سرعت و وسعت جهانی کارهای سگویا.باید بگویم که او قدرت از نظر ارتباطات قدرت شگفت انگیزی داشته است.همچنین او موسیقی کلاسیک را به طور کامل می شناخته و از جنبه های مالی موسیقی نیز آگاه بوده و خود را به طور کامل از آن دور کرده.

شاید احساس شخصی من درباره او کمی یکطرفه باشد.من زمانی او را ملاقات کردم که بسیار پیر بود.او در آن زمان از دوران اوج خود دور بود.در کنار آن من از شاگردان پپه رومرو بودم.اشخاصی که زیر نظر رومرو نوازندگی می کردند به دو دلیل از سگویا منزجر بودند.اول آنکه اعتبار شخصی که سگویا بدست آورده بود.البته دلایل سیاسی نیز باعث چنین چیزی بود.

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
cloob مصاحبه با ویلیام کانن گایزر viwio مصاحبه با ویلیام کانن گایزر twitter مصاحبه با ویلیام کانن گایزر facebook مصاحبه با ویلیام کانن گایزر google buzz مصاحبه با ویلیام کانن گایزر google مصاحبه با ویلیام کانن گایزر digg مصاحبه با ویلیام کانن گایزر yahoo مصاحبه با ویلیام کانن گایزر

هیچ مطلب مرتبطی وجود ندارد