اختصاصی خانه گیتار ایران

گیتار کلاسیک را نزد کیوان میرهادی آغاز نمود و سپس به طور خود آموز و با پیگیری شخصی ، آموختن سبک فلامنکو را شروع نمود و
اولین کنسرت های سولو را در سال های ۷۳ و ۷۴ در دو سبک کلاسیک و فلامنکو اجرا نمود . وی فارغ التحصیل رشته عمران است . کنسرت های پرشمار آقاخان شامل کنسرت هایی در تالار رودکی ، خانه هنرمندان ، باشگاه وزارت امور خارجه ، فرهنگسرای هنر و فارابی و تالار اندیشه می شود .

دی در سال ۸۵ در سالن وزارت کشور ، سولیست گیتار ارکستر ملل به رهبری پیمان سلطانی و در اردیبهشت ماه سال ۸۶ نیز سولیست گیتار ارکستر کامه راتا بود . بهرام آقاخان نوازندگی گیتار جز را تحت تعلیم ماهان میرعرب آغاز نموده و تاکنون دو آلبوم منتشر نموده است که اولی تحت عنوان آواز ماتادور ها به همراه کاوه ناصحی و دومی تحت عنوان پرشیاناس اولین آلبوم فلامنکو در تاریخ موسیقی ایران است که توسط یک ایرانی آهنگ سازی و تنظیم شده با وی گفتگویی نجام دادیم که سعی شد تابیشتر به فعالیتهای ایشان در سال جدید بپردازیم.


در ابتدا مختصری در زمینه فعالیتهای امسال خود صحبت کنید از اجرا با گروه پرشیاناس در هفته موسیقی معاصر در فرهنگسرای هنر و همچنین کنسرتو آرانخوئز همراه با ارکستر کامه راتا به رهبری کیوان میرهادی که پس از سالها در ایران اجرا شد .

اواخر سال ۸۵ بود که آقای صمد طالقانی پیشنهاد فستیوال موسیقی معاصر را داد که من تصمیم گرفتم البوم خودم – پرشیاناس – را اجرا کنم و در این زمینه دوستان خوبم آقای حسن نجف – مهدی محققی – مهرداد علیزاده -امیر عبدالهی در قسمت فلامنکو و در یک آنسامل جز که نوازندگانی چون پیتر آکوپ – ماهان میرعرب و همایون نصیری مرا همراهی مینمودند که در برخی گروههای دیگر در هفته موسیقی معاصر نیز بعنوان نوازنده مهمان حضور داشتم. بنظر من هفته موسیقی معاصر کار بسیار مهمی در عرصه موسیقی بود که تاثیرات مثبتی را در مخاطبین خود ایجاد نمود.

اما در مورد کنسرتو آرانخوئز باید بیان کنم که برنامه از پیش تعیین شده ای وجود نداشت چونکه میدانیم این چنین اجراهایی همیشه حامی مالی باید وجود داشته باشد . در این زمینه شرکتی حمایت مالی خودش را از اجرای این کنسرتو ابراز نموده بود که با پشتوانه این حمایت آقای میرهادی از بنده برای اجرا در ان کنسرت دعوت نمودند . که بنده هم قبول کردم اما متاسفانه برخلاف وعده های قبلی این شرکت خلف وعده نمود و از این کار حمایتی ننمود که بنده باید در اینجا عرض کنم شاید بیشترین اجحاف و ظلم در حق آقای میرهادی وارد شد در هر حال ما تمریناتی را بصورت فشرده درعرض سه هفته در فرهنگسرای هنر و سالن ردکی انجام دادیم .

اما در مورد شخص خودم باید بگویم که این قطعه را بیش یک سال بود که آماده داشتم و منتظر فرصتی بودم تا آنرا اجرا کنم و در این زمینه با سایر رهبر های ارکستر کشور نیز صحبت کرده بودم اما حرکتی از جانب آنها انجام نشد و حتی بعد از آن نیز با چند پیانیست این قطعه را کار کردم که کار با آن سرعتی که بنده در نظر داشتم پیش نمیرفت و راضی نبودم و در نهایت اقای میرهادی زحمت کشیدند و
واقعا از ایشان تشکر میکنم .

اما در مورد تاریخ اجرا قرار بود- این کار در اواخر شهریور انجام شود اما بعلت سفر یکی از سولیست های اصلی کنسرت تاریخ عوض شد و دو هفته زودتر کار اجرا شد و واقعا این کار سنگین ترین کار بنده در طی این سالهای نوازندگی و اجرا بوده است و برای بنده چه از نظر اعتبار هنری و حرفه ای بسیار مهم بود تا این کار را بصورت خوبی اجرا نمایم.

در مورد کیفیت کار صحبت کنیم . ما شاهد بودیم که در اجرای شما در شب اول ضعف هایی وجود داشت چه در ارکستر و چه در نوازندگی شما اما در سایر شب ها این وضع تغییر کرد که در شب سوم واقعا اجرا بسیار خوب بود .

بنده از سال ۷۹ که کنسرت میدهم همیشه شب دوم و سوم اجرا بهتر است و جمله ای در میان نوازنگان وجود دارد که میگوید:
شب اول تمرین آخر است
اما مسائل دیگری در شب اول وجود داشت که متاسفانه اتفاقاتی رخ داد که موجب شد تمرکز من در آن شب از بین برود و بنده از مسوولین اجرایی کنسرت ها این خواهش را دارم که شرایط روحی خاص نوازنده را درک کند و سعی کنند تا محیط مناسب را برای نوازنده فراهم نمایند تا بدون هیچ دغدغه ای و یا فشار عصبی کار خود را اجرا کند در هر حال این حواشی همیشه وجود داد و مهم اجراست ! و در نهایت ارکستر نیز بخوبی با این قطعه آشنا بود و این باعث شد در وقت کمی که داشتیم کار را به حد مطلوبی برسانیم که بنظرم در شب دوم و سوم اجرای قابل قبولی را داشتم هرچند منکر ضعف ها هم نمیباشم. و در این سه شب بالغ بر هزار نفر از این اجرا دیدن کردند که امیدورام راضی بوده باشند.

picture 041 مصاحبه با بهرام آقاخان

بخاطر دارم شما تجربه کا با ارکستر را در گشذته نیز داشته اید اجرا با ارکستر ملل به رهبری آقای پیمان سلطانی . آن کار چگونه بود ؟

در آن اجرا من قطعانی از البوم پوئتا از ویسنته آمیگو که بهمراه ارکستر بود را اجرا نمودم اما بعدا در ارکستر دیدم که در این کار سنتور و تار و غیره نیز وجود دارد و عقیده داشتم که بهیچ عنوان به این کار نیخورد و بشخصه خیلی از مواقع تعجب میکنم که چه اصراری هست که حتما یک سری سازهای سنتی استفاده شود .

تلفیق خوب است اما در جای خودش و این کار پوئتا اصلا قابلیت این نوع تلفیق را نداشت . و تنظیم این کار برای سازهای زهی را اآقای میرهادی زحمت کشیدند و انجام دادند ولی در نهایت بنظرم بر روی این کار خیلی تمرین نشده بود و از اجرای آن زیاد راضی نبودم هر چند بنده بعنوان گیتاریست وظیفه خودم را انجام دادم. اما بنظر من بهتر است همیشه اعضای ارکستر قطعاتی را که میخواهند اجرا کنند حداقل شنیده باشند تا بتوانند ارتباط بیشتری با قطعه پیدا کنند.


در زمینه تلفیق و موسیقی سنتی صحبتی شد – در آلبوم پرشیاناس نیز این مورد را به وضوح میبینیم نوازنده ای ایرانی که اولین اثر فلامنکو که ساخته خود نیز میباشد را در ایران منتشر میکند اما هیچ رنگ و بویی از موسیقی کشورش در آن وجود ندارد آیا علاقه ای به ای نوع موسیقی ندارید و یا فکر میکنید این موسیقی نبایستی با سبک فلامنکو تلفیق شود ؟

بنظر من موسیقی فلامنکو را نمیتونید لهجه ایرانی بدهید . چون موسیقی اصیل اسپانیا هست و یک سری قواعد خاصی بر آن حاکم است و باید با همان لهجه نیز بیان شود ولی بنظر من میشود از سازهای ایرانی استفاده کرد مانند تنبک که بنظر من ایده بسیار خوبی است و یا حتی دف که میبینیم نوازنده برجسته گیتار فلامنکو – پاکو دلوسیا – نیز در آلبوم لوزیا از دف استفاده کرده و یا حتی نی .
ولی باید بدنه و ساختمان قطعه اسپانیایی باشد . و من هم نخواشتم چون ایرانی هستم اثری از این ایرانی بودنم در قطعات باشد هر چند آشنایی کاملی با موسیقی ایرانی نیز ندارم اما اگر این دانش و تسلط را نیز داشتم دست به چنین کاری نمیزدم.

نظرات دیگران در مورد این آلبوم چه بود . چون کار ارائه موسیقی از کشور دیگری بود آیا این کار را در معرض قضاوت نوازندگان ویا متخصصین این سبک در ایسپانیا نیز قرار دادید ؟

متاسفانه در ایران این آلبوم پخش مناسبی نداشت اما در کل نظرات مثبت بود – بله این آلبوم به واسطه شخصی به خوان مارتین – یکی از مدرسان برجسته فلامنکو – داده شد و خوب در نظراتی که ایشان در این البوم داده بودند این بود که از برخی از قطعات بسیار خوشش آمده بود و برخی دیگر از قطعات را دوست نداشت و بنظرش زیادی مدرن و جز بود و این سلیقه شخصی وی بود در کل در خود موسیقی فلامنکو نیز با دو قشر روبرو هستیم قشری که بسیار سنتگرا هستند و با هرگونه تحول در فلامنکو مخالفت میکنند و عده ای دیگر که علاقمند به خلق آثار جدید و نو آوری هستند .

در زمینه آشنایی با موسیقی فلامنکو گروههایی از اسپانیا به ایران آمده بودند و در این بین در برخی از موارد حتی انتقاداتی از جانب نوازندگان این سبک بر این گروهها شد چرا؟

چندین سال است که نوازندگان مختلفی چون خوان مارتین – میگوئل ریورا – گروه خارا و غیره به ایران آمده اند اما برخی از این نوازندگان و گروهها واقعا سطح بالایی از نظر موسیقی و تکنیکی نداشته اند و هستند خیلی از نوازندگان داخل ایران که خیلی بهتر از اینها اجرا میکنند اما چون اسمشان خوزه و فرناندزو غیره است و از اسپانیا خیلی ها فکر میکنند که بهترینند.

در تالاری های معتبر کشور کنسرت میدهد و مردم هم به این کنسرتها میروند در حالیکه این ظلم به نوازنده ایرانی است . بنده همیشه گله مند این مورد هستم که چرا باید به نوازنده های خارجی سالنهای خوب را بدهند در حالیکه حاضرند نوازنده طراز اول خود را محروم نمایند اما به چند نوازنده غیر معتبر امکاناتی را بدهند که به هنرمند ایرانی داده نمیشود. بنظر من ما باید این فرهنگ را هنرمان پیاده نماییم که هر چیزی که از خارج میآید طلا نیست !


موسیقی فلامنکو ریشه در فرهنگ و رسوم کشور اسپانیا را دارد آیا یک ایرانی میتواند این موسیقی اصیل را اجرا کند ؟ بعقیده برخی از نوازندگان برای شناخت حقیقت یک موسیقی اصیل با فرهنگی متفاوت باید به همان کشور رجوع کرد و از راه دور و آموزش های شخصی نمیتوان به ان درک رسید.

نه – من با این حرف موافق نیستم چرا؟ چون در همینجا هنرجوی بنده به اسپانیا رفته و در سطح بسیار خوبی در آنجا مشغول به نوازندگی است بنظر من موسیقی امروز حد و مرزی ندارد دنیای امروز دنیای ارتباطات است و شما میتوانید از طریق اینترنت نت – آهنگ – فیلم و مقالات آموزشی بسیار خوبی را جمع آوری نمایید بالاخص در موسیقی فلامنکو که اموزش به روش شنیداری و سینه به سینه انجام میشود .

41 مصاحبه با بهرام آقاخان


اما فضای این موسیقی را میتوان در ایران و با فضای حاکم بر جامعه و موسیقی کشورمان بدست بیاوریم؟ آیا فکر نمیکنید حس حضور در آنجا کمک شایانی به نوازند بکند؟

بله – فضا موثر است و بنده با این قسمت موافقم که برای درک این فضا به اسپانیا رفت اما باز هم دلیلی نمیشود که نتوان این موسیقی را به نحو احسن اجرا نمود. پس اگر اینگونه بود هر کس هم آمریکائی نباشد نمیتواند جز بزند چون جز مال نیو اورلئان و نیویورک و غیره است.


بنظر میرسه در حال حاضر به دو تفکر در امر نوازندگی گیتار چه در فلامنکو و چه در سایر سبکها بر میخوریم . نوازندگانی که به خارج از کشور مهاجرت نموده اند و در آنجا مشغول به نوازندگی و یا تحصیل موسیقی هستند و نوازندگانی که تنها در داخل ایران مشغول به این فعالیتها میباشند و دسته اول این ادعا را دارند که شما تنها ظاهر و قسمتی کوچکی از دنیای موسیقی را در ایران میتوانید درک نمایید و ما بعلت حضور در بطن موسیقی قادر به درک کامل میباشیم

من موافق این حرف ها نیستم . بنظر من خیلی خوبه که شخصی برای کسب معلومات بیشتر به خارج برود اما حالا کسانی که نرفته اند ساز نزنند و کنار بایستند ؟! بسیار نوازندگانی داریم که خارج هم نرفته اند اما بسیار فعال تر و دارای دانش بسیار بالا در زمینه موسیقی میباشند و عده ای هم در حارج هستند و تنها حرف هایشان را میشنویم نه اعمالشان را ! بنظر من اگر کسی برای موسیقی آفریده باشد در هر جایی هم باشد باز هم موزیسین میشود اگر کسی موسیقی در خونش وجود نداشته باشد

حتی اگر در فضای مورد نظر و با بهترین استاد ها هم باشد بجایی نخواهد رسید و این جوهره شخص است که موجب پیشرفت میشود و شما میتوانید نمونه های بسیار خوبی را در داخل ایران ببینید.

در زمینه اجرای فلامنکو شاهد تغییرات بسیاری در شما بودیم . در کنسرت اخیر قسمتی از برنامه شما کاملا جز بود و در قسمت اول نیز که اجرای قطعات فلامنکو بود باز هم رنگ و بوی جز در آثار دیده میشد . بنظر شما آیا شنوندگان شما که بسیاری از آنها هنرجوی فلامنکو نیز میباشند از شما الگو برداری نمیکنند ؟ چون میدانیم یک موزیسین فلامنکو ابتدا باید سنت ها و اصول اولیه این سبک را خوب بداند .

نه بهیچ عنوان این تصور نباید در ذهن این شنونده و یا نوازنده بوجود بیاید باید ذکر کنم که تمامی هنرجویان خود بنده از فلامنکو سنتی شروع به فراگیری این سبک مینمایند تا با هویت اصلی این سبک آشنا شوند و در این مورد نیز بسیار کمکشان میکنم. یک هنرجوی فلامنکو باید با تمامی دستگاههای این سبک و اصول بنیادین این موسیقی آشنایی پیدا کند و فهم و تجربه خود را از این موسیقی بالا برد بعد میتواند اندکی گرایش به سایر سبکها پیدا کند.و در دنیای فلامنکو نیز به همین منوال میباشد ولی اگر من جز میزنم چون همم به این سبک علاقه مند هستم هم توانایی اجرای آنرا
دارم .

اما نکته دیگر اینکه فلامنکو موسیقی است که میتواند با سایر سبکها نیز بخوبی جور شود و این منافاتی با فلامنکو نواختن ندارد و این در نهایت بستگی به سلیقه شخصی نوازنده و مهارت وی است و در مورد خود بنده نیز بر اساس نوازندگی و تجربیاتی و مهارتی بوده که در طی این سالها بدست آورده ام.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
cloob مصاحبه با بهرام آقاخان viwio مصاحبه با بهرام آقاخان twitter مصاحبه با بهرام آقاخان facebook مصاحبه با بهرام آقاخان google buzz مصاحبه با بهرام آقاخان google مصاحبه با بهرام آقاخان digg مصاحبه با بهرام آقاخان yahoo مصاحبه با بهرام آقاخان

Related posts:

  1. مصاحبه با آرا ملکیان – ویلونیست فلامنکو
  2. مصاحبه با میگوئل پودا، خواننده موسیقی فلامنکو
  3. Tomasito مصاحبه با توماس مورنو رومرو
  4. مصاحبه با پیانیست سبک فلامنکو، دورانتس
  5. مصاحبه با آنتونیو مارکز
  6. مصاحبه با Miriam Mendezc
  7. مصاحبه با پاکو سپرو
  8. مصاحبه با خراردو نونز
  9. گپى با بهرام آقاخان نوازنده گیتار فلامنکو
  10. مصاحبه با نینو خوسله