سرویس موسیقی هنرآنلاین/شاهرخ پورمیامین

 

نوازندگی از مشاغل سخت در عرصه موسیقی بخصوص در کشور ایران است؛چرا که با وجود تمام سختی‌هایی که نوازندگان سازهای مختلف می کشند منافع موسیقی از آن خواننده هاست. کلا خواننده سالاری در ایران باب است و خواننده در شرایط مختلف و بسته به فضایی که در آن قرار گرفته است با نوازنده برخورد می کند. مثلا یک خواننده به راحتی به خودش اجازه می دهد نوازنده ای را که سالها در گروهش نوازندگی کرده با نوازنده دیگری تعویض کند،بدون این که حق و حقوق او را بدهد. نوازندگان نه حق و حقوقی دارند و نه سندیکایی دارند که در برخورد با مشکلات به آنجا رجوع کنند. خودشان به تنهایی باید با مشکلات خود کنار بیایند.

 

هیچ قراردادی با آنها از سوی خواننده و تهیه کننده بسته نمی شود . به همین دلیل به راحتی می توانند عذر آنها را از گروهی که سالها با آن کار کرده، بخواهند و دیگران را جایگزینشان کنند. من به عنوان نوازنده ای که تجربه همکاری با خواننده های بسیاری را دارد، باید زیر پرچم خواننده باشم و منتظر این باشم که از او دستور بگیرم که چه کار کنم و چه کار نکنم. در یک جمله باید گفت مشکلات فرهنگی در میان فرهنگیان کشور بیداد می کند. همه فقط یاد گرفته اند حرفهای زیبا بزنند، بدون اینکه به آنها عمل کنند. نکته بسیار جالب این است که هر کس از بیرون به نوازندگی نگاه می کند، فقط زیبایی ها را می بینند ولی وقتی خود در گود قرار می گیرند، دیدش عوض می شود. چرا که هیچ پشتوانه ای برای نوازنده وجود ندارد. یک نوازنده مجبور است خودش به فکر خودش باشد. چون وقتی در مخمصه بیافتد کسی نیست که به فریادش برسد. از منظر دیگر بحث دستمزد نوازنده هاست.

 

هیچ ملاک و معیار مشخصی برای دستمزدها وجود ندارد. در صورتی یک نوازنده از حداقل دستمزد برخوردار است که خواننده برای یک اجرا در یک شب، مبلغی بالای ۱۵ میلیون تومان دریافت می کند. این در حالی است که سازها و حتی لوازم جانبی آنها به نسبت سالهای پیش گرانتر شده اند. پیش از این اگر یک دست سیم گیتار را بین ۱۰ تا ۱۵ هزارتومان خریداری می کردیم الان مجبوریم بابت آن۵۰ تا ۶۰ هزارتومان هزینه کنیم. ضمن اینکه دستمزدها نیز بالا رفته است اما نوازنده همچنان با دستمزد اندک مجبور است با تمرینات بسیار، در گروهها نوازندگی کند. ناگفته نماند که دست بالای دست بسیار است . بسیاری از برنامه های ارگانی هست که نوازنده ها در آنها هنرنمایی می کنند ولی این برنامه ها نیز طی مافیای موسیقی از چنگ حرفه ای ها در آمده و به دست غیر حرفه ای ها و نابلدان افتاده است. این عده با قیمت های پایین قرارداد می بندند و کار را از دست دوستان حرفه ای خود بیرون می کشند. این عده صرف افراد متخصص در زمینه موسیقی نیستند بلکه افرادی تاجر مآب هستند که فضای موسیقی را با فضای تجارت خود اشتباه گرفته اند.

 

این عده اصلا درک صحیح و مناسبی از موسیقی ندارند و نمی توانند بفهمند که یک نوازنده چقدر زحمت کشیده که حالا به چنین جایگاهی رسیده و به نواختن ساز اشراف دارد. به لطف باندبازی و دوستان باندباز، نوازنده ها سر جای خودشان نیستند و دستمزدی که بابت نوازندکی در یک آلبوم، یک کنسرت و .. می گیرند به هیچ وجه جوابگوی هزینه های زندگی آنها نیست. مافیا در همه جای جامعه و در همه هنرها وجود دارد و در نوازندگی موسیقی در اشل کوچکتری جای گرفته است. از نکات جالب توجه دیگر می توان به این موضوع اشاره کرد که خواننده ها دغدغه مالی ندارند و با برگزاری یک کنسرت پول خوبی به دست می آورند ولی نوازنده دغدغه مالی و ریالی دارد. گاهی هم خواننده در کمال خودخواهی و غرور بر سر نوازنده منت می گذارد که برای خاطر شماست که به برگزاری کنسرت اقدام کرده ایم وگرنه ما به این کنسرتها احتیج نداریم.

معلوم است که نباید به این کنسرتها احتیاج داشته باشند. اگر من هم مانند یک خواننده با اجراهای مختلف از نظر مالی تامین شده بودم حالا برای خودم تصمیم می گرفتم و هر کاری را قبول نمی کردم. اما الان برای تهیه حداقل امکانات برای نوازندگی مجبوریم تن به نوازندگی در کارهای سخیف و نوازندگی در کنار خوانندگانی که اعتقادی به او نداریم، بدهیم. معمولا در ایران هر اتفاقی که می افتد اولین چیزی که تحت تاثیر قرار می گیرد و قربانی می شود، موسیقی است. این اواخر نیز گرانی و تورم باعث شده تا موسیقی تحت تاثیر قرار بگیرد و دستخوش تغییراتی اساسی شود. در این میان باند بازیها و پارتی بازی ها و دستهای پشت پرده نیز بسیار تاثیرگذار بوده و موسیقی را به هنری سخیف تبدیل کرده اند. در موسیقی حکومت رابطه بر رابطه حکمفرماست و همه به جای اینکه به دنبال انجام دادن کارهای درست و اساسی باشند، به دنبال ایجاد رابطه و پارتی و باندبازی اند. اگر قرار باشد موسیقی با پارتی بازی پیش برود و به حکم رابطه ها رشد داشته باشد، باید نام خود را تغییر دهد؛ چرا که در ان صورت دیگر موسیقی موسیقی نیست و باید قید حیات آن را زد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
cloob سخنی در باب مشکلات یک نوازنده در ایران viwio سخنی در باب مشکلات یک نوازنده در ایران twitter سخنی در باب مشکلات یک نوازنده در ایران facebook سخنی در باب مشکلات یک نوازنده در ایران google buzz سخنی در باب مشکلات یک نوازنده در ایران google سخنی در باب مشکلات یک نوازنده در ایران digg سخنی در باب مشکلات یک نوازنده در ایران yahoo سخنی در باب مشکلات یک نوازنده در ایران

Related posts:

  1. مصاحبه اختصاصی با نوازنده بر جسته ایران اردشیر فرح
  2. نگاهی به وضعیت نوازندگی و تدریس گیتار در ایران ۲
  3. نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید -۱
  4. Sungha Jung محبوبترین نوازنده گیتار عامه پسند در جهان
  5. Marek Pasieczny نوازنده و آهنگساز گیتار کلاسیک
  6. پژمان نور نوازنده فلامنکو
  7. افتتاح سایت ” خانه گیتار ایران “
  8. چگونگی جلوگیری از مشکلات تاندونی قبل از مبتلا شدن به آنها
  9. تغییرات ریتمیک در جملات برای رفع مشکلات تکنیکی و ذهنی
  10. پاکو پنا و حضور در ایران